تجزیه و تحلیل یک مقاله انگلیسی برجسته “کار کنید” توسط جان راسکین

جان راسکین (۱۸۱۹-۱۹۰۰) منتقد هنری و متفکر اجتماعی انگلیسی بود که از او به عنوان شاعر و هنرمند نیز یاد می‌شود. او تعدادی مقاله در مورد هنر و معماری نوشت که در دوره ویکتوریا بسیار تأثیرگذار شد. او مطالبی را برای سخنرانی «کار» خود از انقلاب اقتصادی موجود که عموماً از آن به عنوان «انقلاب صنعتی» یاد می شود، می گیرد. جدا از مزایا و فوایدی که داشت برای مردم فقیر ویرانی بزرگی به همراه داشت. نویسنده حقایق کلی و واقعیات تلخی را آشکار می کند که حتی کسانی که خود قربانی اصلی انقلاب بودند نادیده گرفته شده اند.

طبقه کارگر چیست؟

راسکین در همان ابتدا قصد دارد این موضوع را روشن کند که منظور از «طبقه کارگر» چیست. به احتمال زیاد برعکس “کلاس بیکار” است. سپس “کلاس بیکار” مترادف “طبقه بالا” خواهد بود. در این مرحله، راسکین از مخاطبان خود سؤال می کند که آیا در ترسیم این تمایز صحیح است یا خیر؟ این سؤال صرفاً به قصد جلب همدردی مخاطبانش مطرح می شود تا آنها را در مورد استدلال های خود متقاعد کند.

سپس تمایز فوق را رد می کند زیرا افراد بیکار ممکن است در هر دو طبقه ثروتمند و فقیر یافت شوند. یک طبقه کارگر در بین فقیر و غنی وجود دارد و همچنین یک طبقه بیکار در بین فقیر و غنی وجود دارد. بنابراین ثابت شده است که تمایز بین طبقه کارگر و طبقه بالا اشتباه است. از آنجایی که موضوع سخنرانی او کار است، نویسنده به طبقه کارگر می چسبد. او از جنبه های مختلف بین این دو طبقه تمایز قائل می شود. موارد زیر تمایزات عمده ای است که نویسنده به وضوح ترسیم کرده است.

اولین تمایز

این تمایز بین دو طبقه است. کسانی که کار می کنند و کسانی که بازی می کنند. پس از دانستن تفاوت بین کار و بازی به راحتی می توان آن را درک کرد. «بازی» به منظور لذت بدون پایان مشخص مورد تمسخر قرار گرفته است، در حالی که کار چیزی کاملاً متفاوت است که برای کسب منفعت در نظر گرفته شده است و با هدف مشخصی انجام می شود. نویسنده به تحلیل انتقادی برخی از آثار محبوب انگلستان می پردازد که شایسته نام «بازی» هستند.

مطلب پیشنهادی
راه‌حل‌های MEP (M&E) محیط‌زیست چگونه می‌توانند زیبایی‌شناختی نیز داشته باشند

“اولین بازی انگلیسی کسب درآمد است”

این یک جمله کنایه آمیز برای کسانی است که کورکورانه کسب درآمد می کنند. چنین افرادی نمی دانند که چرا پول در می آورند و با آن چه خواهند کرد؟ آنها در واقع بازیکنانی هستند که بازی ضرب پول را انجام می دهند. خانم های اشرافی زمان او نیز به گران ترین بازی «لباس پوشیدن» می پرداختند. راسکین رفتار آنها را با طنز رمزگذاری می کند و می گوید اینها “زنان فقیر” هستند که لباس مناسبی ندارند. اگر بودجه این خانم ها بین فقرای جهان سوم توزیع می شد، برای رفع نیازهای اولیه شان کافی بود. با این حال، تمایز بین کار و بازی منحصراً متقابل نیست. یک چیز واحد می تواند به یک اندازه «کار» و «بازی» با توجه به اهداف اولیه و فرعی آن باشد.

تمایز دوم

نویسنده تمایز دیگری بین فقیر و غنی قائل است. اولی مقدار زیادی پول حتی برای چیزهای ارزان و معمولی خرج می کند در حالی که دومی مجبور است به نیازهای اولیه خود بپردازد.

راسکین دو مورد از یک روزنامه را نقل می کند. اولی می گوید در روسیه مردی خوش شانس برای صرف صبحانه وارد هتل شد. او در آنجا فقط برای دو هلو پانزده فرانک پرداخت. داستان دوم وضعیت اسفبار مرده‌ای را بیان می‌کند که جسدش روی تپه‌ی سرگین افتاده بود و کسی به او توجهی نمی‌کرد، فقط به این دلیل که او از طبقه فقیر است. چند تکه استخوان خشک شده از جیبش بیرون آوردند و بدبختی فقیر را تشدید کردند.

مبانی قانونی ثروت

مطلب پیشنهادی
گردشگری Somnath – همه آنچه که قبل از رفتن باید بدانید

مبنای مشروع مال این است که به کارگر به اندازه ای از کارش دستمزد داده شود و در مورد پولش نیز آزاد شود. آیا برای یک روز بارانی خرج می کند یا پس انداز می کند. پس از اجرای این قانون به معنای واقعی، هیچ «فقیری» وجود نخواهد داشت، مگر آن تنبل هایی که به جای انجام برخی کارها، با تنبلی در خانه می مانند. چنین فقیری فقیر مضاعف هستند. نه تنها دارایی های دنیوی بلکه از قوت اخلاقی نیز برخوردار نیست. کسانی که از این قانون پیروی می کنند، صرف نظر از پولی که در اختیار دارند، واقعاً ثروتمند هستند.

مبنای دروغین ضرب پول

وظیفه اصلی ترین چیزی است که باید در اولویت قرار گیرد. کسانی که بیشتر به حقوق یا دستمزد خود اهمیت می دهند تا کاری که به آنها محول شده است، می توانند ثروتمند شوند اما بر اساس غلط. راسکین به طور انتقادی به چنین افرادی اشاره می کند که آنها را “طبقه بی سواد”، “عقل پایین” و “بزدل” می نامد. در این مرحله راسکین فلسفه خود را با قیاس به اثبات رسانده است. او می گوید هدف اولیه زندگی یک سرباز باید پیروزی در نبردها باشد. به همین ترتیب آموزش نیکی باید تنها هدف زندگی یک روحانی باشد. هر دوی این افراد برای وظایف خود دستمزد خوبی می گیرند، اما این در سطح ثانویه است. اگر این هدف اصلی آنها شود، آنها “بزدل” و “احمق” خواهند بود.

تمایز سوم

برخی افراد با دستان خود کار می کنند در حالی که برخی دیگر با مغز خود. کارهای سختی باید انجام شود و مردان خشن باید آن را انجام دهند. کار ملایمی نیز باید انجام شود و مردان مهربان باید آن را انجام دهند. هر دو کار از این جهت مهم هستند که حفظ زندگی به کار دستی و همچنین ذهنی بستگی دارد. هر فردی باید صادقانه کار خود را انجام دهد، ذهنی یا جسمی.

مطلب پیشنهادی
کالج برتر طراحی مد در بمبئی، بهترین کالج های طراحی مد

با این حال، این یک واقعیت واقعی است که شأن کار و کار سخت را فقط طبقه خودش می شناسد. مردی که در یک اتاق ساکت و آرام با همه چیز راحت کار می کند، بعید است که از سختی رانندگان قطار آگاه باشد که مجبورند در برابر بادهای بی رحمانه بدون تفاوت روز و شب در زندگی خود رانندگی کنند.

کار خشن به طور کلی صادقانه، واقعی و مفید است، در حالی که کار ملایم اغلب با بی صداقتی و تقلب همراه است. وقتی هر دو کار به شایستگی انجام شود، سر کار شریف است و دست ناچیز. راسکین بار دیگر از طبقه ثروتمندی انتقاد می کند که دائماً به فکر تسکین و آسایش طبقه کارگر است اما عملاً هیچ کاری انجام نمی دهد.

این مقاله به ما می‌گوید که هر دو نوع کار باید به درستی انجام شود، اما مشکل زمانی ظاهر می‌شود که مردم با میل خود کار نمی‌کنند. دلیل اصلی این نگرش این است که آنها نمی دانند کدام کار را بهتر می توانند انجام دهند. این “اراده” تنها زمانی قابل ارتقا است که آنها حرفه مناسب را متناسب با توانایی خود انتخاب کنند. راسکین می‌گوید: «برای اینکه یک انسان شاد باشد، لازم است که او نه تنها در کار خود توانا باشد، بلکه در مورد کار خود نیز قضاوت خوبی داشته باشد».

Source by Muhammad Tayyab

مقاله اصلی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.