واسیلی کاندینسکی و بسیاری از سبک های او

واسیلی کاندینسکی هنرمندی است که مسئول نقاشی اولین آثار کاملاً انتزاعی است. آقای کاندینسکی که در 16 دسامبر 1866 در مسکو به دنیا آمد، قبل از ثبت نام در دانشگاه مسکو در اودسا بزرگ شد. او تحصیل در رشته اقتصاد و حقوق را انتخاب کرد و در این رشته ها بسیار موفق بود. حتی به او پیشنهاد استادی در دانشگاه دورپات داده شد، اما در 30 سالگی شروع به نقاشی کرد.

آناتومی، طراحی زندگی و طراحی سه مطالعه نقاشی او بودند. زمانی که نقاشی را شروع کرد، تصمیم گرفت به مونیخ نقل مکان کند، جایی که در مدرسه خصوصی آنتون آزبه تحصیل کرد و سپس به آکادمی هنرهای زیبا رفت. او در سال 1914 به مسکو بازگشت. واسیلی کاندینسکی از تئوری های هنری رسمی در مسکو راضی نبود، بنابراین او تصمیم گرفت در سال 1921 به آلمان بازگردد، جایی که هنر و معماری تدریس می کرد. هنگامی که مدرسه هنر باهاوس در سال 1933 بسته شد، کاندینسکی به فرانسه مهاجرت کرد و در سال 1939 شهروند شد. او تا زمان مرگش پنج سال بعد در آنجا زندگی کرد.

واسیلی کاندینسکی همیشه هنر را دوست داشت. در سال‌های بعد، او به یاد می‌آورد که در دوران کودکی تحت تأثیر رنگ‌ها قرار گرفته و مجذوب آن شده است. این عشق به روانشناسی و نمادهای رنگی با رشد او و تحصیل هنرهای عامیانه منطقه ادامه یافت. این تأثیرات در آثار اولیه او نمایان می شود. او همچنین تحت تأثیر آثار ریچارد واگنر و ا.پی.بلاواتسکی قرار گرفت. بلاواتسکی از طرفداران تئوسوفی بود که معتقد است آفرینش یک پیشرفت هندسی است. این توسط یک سری نزولی از مثلث ها، دایره ها و مربع ها دیده می شود. علاوه بر این، او از نظر بصری تحت تأثیر جان وارلی و تصاویر او قرار گرفت.

مطلب پیشنهادی
لوکس قدیمی

در آثار اولیه کاندینسکی، عناصری از پوینتیلیسم و ​​همچنین فوویسم نیز مشاهده می شود. او از یک سطح صاف و درخشان برای عمق میدان و رنگ به عنوان بیان موضوع به جای ماهیت عینی استفاده می کند. بیشتر این نقاشی ها شهرها و مناظر را به جای پیکره های انسانی نشان می دادند. قابل توجه ترین استثناها زوج سواری و یکشنبه، روسیه قدیمی بودند. جدایی عمدی، که در سوار آبی دیده می شود، آثار اولیه کاندینسکی را نیز مشخص می کند. در اینجا بیننده در خلق اثر هنری شرکت می کند. این سبک پیشرو کارهای بعدی او بود.

واسیلی کاندینسکی بعدها به سمت استفاده از اشکال هندسی در آثارش رفت. این برخلاف جنبش‌های سوپرماتیسم و ​​سازه‌گرایی است که در آن زمان رایج بودند. وقتی به پاریس نقل مکان کرد، حتی بیشتر از دنیای هنر عمومی منزوی شد. او به نقاشی انتزاعی ادامه داد در حالی که دیگران بر روی کوبیسم و ​​امپرسیونیسم متمرکز بودند. در سال‌های آخر عمر، او عناصری را که در کارهای قبلی‌اش دیده می‌شد ترکیب کرد. دو اثر مهم آخر او از این تکنیک استفاده کردند و به سادگی Composition IX و Composition X نامیده شدند. با تکنیک های بسیار زیادی که در طول زندگی او استفاده شده است، ممکن است متوجه شوید که برخی از قطعات را دوست دارید در حالی که دیگران را دوست ندارید. این همه در چشم بیننده است.

Source by Brent Tan

مقاله اصلی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.